|
کسی درد خندیدنم را نفهمید
واز ریشه پوسیدنم را نفهمید
همان اول راه از من جدا بود
که بیراهه پیچیدنم را نفهمید
زمین وزمان پشت پا میزد ٬اما
کسی بر زمین خوردنم را نفهمید
چنان نرم واهسته در خود شکستم
که حتی ترک خوردنم را نفهمید


تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست 
ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست.......

زندگی مثل پیانو است ، دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها . اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی

زندگی کردن من مردن تدریجی بود
هر چه جان کند تنم عمر حسابش کردم
|