یادته همش می گفتی عاشقم
دلم و فدای عشقت می کنم
یادته همش می گفتی می مونم
تا جون دارم پای عشقت می سوزم
حالا گوش کن من برات می گم
از بی وفایی عشقت برات می گم
دلم هنوز میگه بمون به پاش بسوز
آخه نمی دونه بی وفایی باز هنوز
عشقمم از تو دیگه بدش میاد
اشکامم آروم آروم داره میاد
آره دارم از غمه عشقت گریه می کنم
دلم و برای جدایی راضی می کنم
هنوزم پشیمونم , همشم تقصیر منه
شایدم اینا همش یه رویا و خوابه
من می گم به پای هم نسوزیم
آخه ما هیچوقت به هم نمی رسیم
 
دستانم تشنه ي دستان توست
شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم
با تو مي مانم
بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم
زيرا مي دانم فردا بيش از امروز
دوستت خواهم داشت
  

|